تبليغاتX
هيچكس تنهاييم را حس نكرد...
یادش بخیرمنم بودم دیگه؟خصوصی نظرنده اینم هزاربار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 16:52  توسط تنها | 
چی بگم من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 20:17  توسط تنها | 
بهارت مبارک همیشه اینم مال تودیگه گله نکن خصوصی هم نظرنده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 13:12  توسط تنها | 
فقط یک نگاه کافیست...تاعاشقت شوم...

ومن تنها وبی کس در این بیابان بی آب تشنه به دنبال توام...تنهایم مگذار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:8  توسط تنها | 
راز دل را با که گویم؟

هیچکس محرم اسرار نیست...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 2:24  توسط تنها | 
 

گاه ...

تمام وجود مرا غمي بزرگ در بر مي گيرد
گاه چون برگ ؛ لحظه در آغوش باد حادثه فشرده مي شوم
و به سمتي نا معلوم مي گريزم
در آن لحظه هاي شفاف سنگين ، چه بي تابم...
در آن لحظه هاي ناب به اين مي انديشم كه در جاده اي جنگلي
كه تمام زواياي آن از مه پر شده
تنها هستم!
تنهاي تنها
مي خواهم تا پشت آن پيچ كه آنجاست
انتهاي آن سراشيبي ملايم
بدوم...!
و در آن تاريكي غير قابل رويت محو شوم...


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 22:19  توسط تنها | 
 

شبي غمگين شبي باروني و سرد           مرا در غربت فردا رها كرد

دلم در حسرت ديدار او ماند                     مرا چشم انتظار كوچه ها كرد

به من ميگفت تنهايي غريب است             ببين با غربتش با من چه ها كرد

تمام هستيم بود و ندانست                     كه در قلبم چه آشوبي به پاکرد

و او هرگز شكستم را نفهميد                    اگرچه تا ته دنيا صدا كرد

                       تقدیم به دوست عزیزم لاله.از طرف"آ"


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:36  توسط تنها | 

روز تولدم بود ، اما كسي نفهميد!

حتي براي تبريك ، يك دوست هم نخنديد!

كرچه تولد من تكرار عمر من بود. تكرار عمر فاني ، تكرار يك گذر بود.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 3:20  توسط تنها |